دوشنبه, 21 می 2012

منوی اصلی

  • صفحه اصلی
  • آل در آینه ی مطبوعات
  • جشنواره ها
  • اطلاعات اکران و خدمات
  • تماس با روابط عمومی
  • جستجوی پیشرفته

اطلاعات فیلم آل

  • خلاصه فیلم
  • مقالات و نقد فیلم
  • بازیگران و عوامل
  • درباره کارگردان
  • درباره تهیه کننده
  • درباره نویسنده
  • درباره آهنگساز

بخش رسانه

  • موجودی به نام آل
  • نگاه شما
  • گالری تصاویر
  • ویدئو و کلیپ
  • موسیقی فیلم

مترجم سایـت

Persian English French German Italian Portuguese Russian Turkish
صفحه اصلی آل در آینه ی مطبوعات جام جم آنلاین 89/03/05
جام جم آنلاین 89/03/05 PDF چاپ نامه الکترونیک

گفتگو با علی معلم به بهانه نمایش فیلم «آل» و اوضاع و احوال این روزهای سینما

برای همه سلیقه‌ها در سینمای ایران جا هست.
علی معلم در سینمای ایران همیشه شخصیتی چندوجهی بوده است. او صاحب امتیاز و مدیر مسوول مجله دنیای تصویر است. برگزاری جشن دنیای تصویر یا همان جشن حافظ هم از فعالیت‌هایی بود كه او را در میان دست‌اندركاران سینمایی، شاخص می‌كرد. به این مجموعه می‌توان فعالیت‌های صنفی را نیز اضافه كرد كه از فعالیت در انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی آغاز شد و به بازرسی خانه سینما و نیز نایب‌رئیسی هیات‌مدیره خانه سینما منتهی شد. معلم سابقه اجرای برنامه‌های مختلف تلویزیونی و نیز مراسم‌های گوناگون را هم دارد و از زمانی كه با فیلم «شوكران» وارد عرصه تهیه و تولید در سینمای ایران شد، چهره تازه ای از خود به نمایش گذاشت. «گاو خونی» و «ازدواج به سبك ایرانی» 2 فیلم او در مقام تهیه‌كننده بودند كه هر 2 به اندازه خود معلم در زمان نمایش جنجال برانگیز شدند. اما از اسفند 1386 با توقیف مجله دنیای تصویر، فعالیت‌های معلم كمرنگ شد.

در روزهای میانی اردیبهشت سال 89 بعد از گذشت حدود 5 سال از آخرین مصاحبه‌ای كه با علی معلم انجام دادم، بار دیگر در مجله دنیای تصویر با او گفتگو می‌كنم. معلم چند روزی است با مصاحبه‌ای كه درباره مدیریت خانه سینما انجام داده حسابی گرد و خاك كرده است. در روز مصاحبه، فیلمش را هم آماده نمایش در جشنواره كن می‌كند‌و همزمان به حساب و كتاب‌های جشن حافظ رسیدگی می‌كند. بعد از پایان همه این كارها فرصتی ‌یك‌ساعته پیش می‌آید تا پاسخگوی سوال‌هایم باشد؛ سوال‌هایی در خصوص چگونگی ساخت این فیلم، ماجراهای مربوط به حضور مرحوم امیر قویدل در مراحل مقدماتی ساخت فیلم، وضعیت این روزهای سینمای ایران و... .در پایان بخش این مصاحبه هم كتاب «یادداشت‌هایی از یك دوران سپری نشده» كه تازه از آب و گِل درآمده را امضا می‌كند و به من هدیه می‌دهد. كتابی كه در مقدمه آن جمله‌ای نوشته شده كه برای مقدمه این مصاحبه مناسب است: «علی معلم یك نویسنده است. كسی كه می‌نویسد. او بیش از 2 ‌دهه است كه در مورد سینما نویسندگی می‌كند.»

شما به عنوان تهیه‌كننده فیلم «آل» در سینمای ایران فعالیت‌های مختلفی داشته‌اید و در زمینه سینما صاحب فكر و نظرید. چند درصد از فیلم آل مربوط به ذهنیت و فكر شماست؟
نمی‌توانم درصدی تعیین كنم، اما همیشه دوست دارم فیلمی ‌را تولید كنم كه خودم هم دوست دارم تماشاگر آن باشم.

این حرف را یك بار در مورد مجله خودتان هم گفته بودید.
بله. همیشه به همكارانم می‌گویم اگر زمانی مجله منتشر شود و خودم تمایل نداشته باشم كه با وجود مطالعه همه مطالب در مراحل مختلف پیش از چاپ باز هم آن را بخوانم، دیگر آن مجله را منتشر نخواهم كرد. فكر می‌كنم اولین مخاطب هر اثری خود آن فرد و خانواده اوست و اگر آنها از این كار راضی نباشند، مردم هم راضی نخواهند بود.

از نظر من سینما فعالیتی كاملا گروهی است و به همین دلیل محصول نهایی نه‌تنها كارگردان، بلكه حاصل كار تهیه‌كننده هم به تنهایی نیست.
یك روزنامه، مجله و یك فیلم نیز بر توانایی همه افراد متكی است و اگر هم كسی مانند كارگردان و تهیه‌كننده در فیلم و سردبیر و مدیرمسوول در روزنامه مسوولیت ناخدایی داشته باشند، باز این مساله به این معنی نیست كه آنها صاحب همه این فرآیند هستند. اما در هر كاری سلیقه ناخدا وجود دارد و فیلم آل هم چه خوب و چه بد محصول سلیقه من است، اما فقط محصول كار من نیست و محصول كار جمع است.

چرا از فیلمنامه‌نویس حرفه‌ای برای نگارش فیلمنامه دعوت نكردید؟
فیلمنامه اولیه را بهرام عظیمی‌ نوشته بود و فضای كار نیز خیلی ساده بود. او قرار بود فیلمی‌30 تا 40 دقیقه‌ای بسازد و كل داستان نیز رویارویی با شخصیت آل بود. اما من گفتم این سوژه حیف است و می‌توان متن بهتری نوشت. فیلمنامه به چند نفر داده شد، اما كم‌كم متوجه شدم هر فیلمنامه‌نویسی متن متفاوتی را می‌نویسد. یك فیلمنامه‌نویس داستان را اكشن كرد، دیگری به درام روانكاوانه فكر كرد و یك نفر هم چیزی نوشت كه قابل ساخت نبود. همه این كارها داشت تازگی داستان را از بین می‌برد كه من به عظیمی‌ پیشنهاد كردم خودش داستان را بنویسد.

با دیدن سریال یوسف پیامبر به مصطفی زمانی رسیدید؟
ژانر وحشت كمتر با هنرپیشه مشهور كار می‌كند و بسیاری از فیلم‌های این سینما با هنرپیشه مشهور ساخته نشده‌اند. البته گزینه‌های مشهور هم داشتیم اما دنبال فرد جوانی بودم كه بتواند نقش اول باشد. در همان مقطع سریال یوسف پیامبر در حال پخش بود و من در آن مقطع بعد از دیدن قسمت‌هایی از سریال، از چهره و صدای مصطفی زمانی خوشم آمد. به نظرم یكی از ویژگی‌های خوب بازیگر این است كه صدای او باید خیلی خوب باشد.

شما به این مساله خیلی امید داشتید كه اولین حضور بازیگر نقش حضرت یوسف در فیلمی ‌سینمایی بتواند به موفقیت مالی این فیلم منجر شود؟
زمانی كه ما این پیشنهاد را مطرح كردیم، مصطفی زمانی خیلی توی بورس نبود. به همین دلیل تصمیم من از ابتدا چندان تجاری نبود. خود كارگردان هم چندان با این تصمیم موافق نبود و می‌گفت ممكن است مصطفی زمانی از پس انجام این نقش خوب برنیاید. بهرامیان معتقد بود نقش سینا بسیار پیچیده است و زمانی در فیلم یوسف نقش فردی را ایفا كرده كه خیلی مثبت و همیشه در حال نصیحت كردن مردم بوده است.

به نظرتان از عهده ایفای این نقش برآمد؟
بله. البته در طول فیلم هم خودش خیلی خوب دقت و همكاری كرد. زیاد هم هوا برش نداشت. هنگامه حمیدزاده هم بجز فیلم «دلخون» و یكی از كارهای رضا عطاران كار دیگری انجام نداده بود، اما او هم در این فیلم خیلی خوب ایفای نقش كرد.

برای نقش الهه به كتایون ریاحی فكر نكردید؟
او هم می‌توانست این نقش را ایفا‌ كند. برای نقش همسر مصطفی به الهام حمیدی هم فكر كردم اما دیدم با نقش یوسف توارد دارد و حالا حضور كتایون ریاحی می‌توانست میان این فیلم با سریال یوسف تشابه ایجاد كند.

در بخش‌هایی از فیلم سینا در خواب، خواب می‌بیند. در سینمایی كه این فیلم نمایش داده می‌شد، مخاطبان با دیدن این صحنه می‌خندیدند. آیا نمی‌توانستید ایده بهتری جایگزین كنید؟
ساخت چنین فیلم‌هایی به نوعی تجربه كسب كردن است. 2 روز پس از نمایش این فیلم در جشنواره فیلم فجر به جشنواره فیلم برلین رفتم. در این جشنواره اولین نمایش فیلم «شاتر آیلند» ساخته مارتین اسكورسیزی بود. در آنجا همین ایده در فیلم استفاده شده بود و مخاطب دائم با یك كابوس در كابوس مواجه بود و همه چیز را از زاویه ذهن شخصیت اصلی داستان می‌دید. به نظرم این یك سبك است و حالا ممكن است عده‌ای آن را پسند نكنند، ولی این شكل كابوس‌گونگی و وهمی‌ كه در فیلم است، در سینمای دنیا رواج دارد.

در نسخه فعلی نسبت به نسخه نمایش داده شده در جشنواره هم تغییراتی اتفاق افتاد؟
بله. برای اكران عمومی ‌چند كابوس حذف شد. البته در نسخه بین‌‌المللی كم نشد چون چنین چیزی در سینمای جهان چندان عجیب نیست كه در یك فیلم مرز بین واقعیت و كابوس به هم بخورد. البته این مرزها در فیلمنامه ما نشانه‌گذاری شده و فقط بخش‌هایی از فیلم كه از ذهن سینا روایت می‌شود كابوس است.

ایراد فیلم از نگاه خودتان چیست؟
به نظرم بهتر بود بیشتر به تنهایی و انزوای دختر می‌پرداختیم. كارگردان از كنار این موضوع رد شده و بیشتر به كابوس‌های سینا پرداخته است.

كارگردان فیلم آل در مصاحبه‌ای گفته بود علت این‌كه فیلم آل در جشنواره با استقبال مواجه نشد این بود كه تهیه‌كننده فیلم منتقد سینمایی است و همین مساله سبب برخی موضعگیری‌ها علیه او شده است. اما به نظر می‌رسد دامنه این موضعگیری‌ها خیلی بیشتر از یك فیلم بوده باشد!
من آدم صریح و ركی هستم و عادت ندارم پشت سر كسی حرف بزنم. هیچ‌گاه دو رویه با كسی رفتار نكردم و فكر می‌كنم رفتار منافقانه رفتار كثیفی است. اما این مساله در جامعه ما چندان پذیرفته نیست. از طرفی حس می‌كنم نسبت به رفتارهای فردی مانند من حسادت زیادی وجود دارد. البته من آدم چندان پركاری نیستم. سالی 12 شماره مجله منتشر می‌كنم. البته این مجله بشدت پایگاه مردمی‌ دارد. هرچند سال یكبار هم فیلمی‌ تهیه می‌كنم. اما فكر می‌كنم عده‌ای در سینمای ایران تصور می‌كنند فردی مثل من ممكن است جای آنها را تنگ كند.

شما ایده‌هایی هم برای نمایش عمومی‌داشته‌اید. برگزاری جلسات نمایش فیلم با حضور عوامل و كارهایی از این دست.
بله. تلاش كردم با این ایده‌های تبلیغاتی كمبودهای مرحله نمایش را جبران كنم، اما چنین فعالیت‌هایی در سینمای ایران چندان رایج نیست و عملا در مرحله اكران، به فیلم‌های متفاوت اجازه داده نمی‌شود خودشان را مطرح كنند. حتی فیلم مردم‌پسند و با استانداردی مانند ازدواج به سبك ایرانی هم فرصت عرضه پیدا نكرد.

در آن مقطع واكنش رسانه‌ها نسبت به این فیلم چطور بود؟
مجموع نقدهایی كه نوشته شد، چندان مثبت نبود و همه می‌گفتند این فیلم خیلی تجاری است. خیلی دوست دارم منتقدان این فیلم بگویند كه آیا آن فیلم اثر مبتذلی بود یا فیلم‌هایی كه امروز در سینمای ایران نمایش داده می‌شود؟! در آن فیلم تلاش كردیم یك كمدی حساب شده و مردم‌پسند ارائه كنیم، اما فیلم‌هایی كه این روزها ساخته می‌شود كف و سطح زیرین فیلمسازی است.

چرا چنین واكنش‌هایی در سینما دیده می‌شود؟
به نظرم علتش این است كه ما هیچ وقت وجه تعادل را در سینمای ایران تقویت نكردیم و به همین دلیل بخش رسانه‌ای سینما هم همیشه یا خیلی روشنفكرانه با این صنعت ـ هنر برخورد كرده یا خیلی عوامانه. كه البته هر دوی این برخوردها غلط است.

در ماه‌های اخیر اختلاف‌های صنفی سینما به عرصه رسانه‌ها كشیده می‌شود. به نظر شما آیا چنین فضایی به نفع سینماست؟
ماجرای خانه سینما و صنوف سینما به نظرم بیش از حد رسانه‌ای شد. اتفاقا من علیه این رسانه‌ای شدن صحبت كردم و گفتم اگر مدیریت خانه سینما مدیریت بهنجاری بود و به وظایف خودش عمل می‌كرد، نباید این مسائل به بحران تبدیل می‌شد. انتقاد من هم دقیقا به این موضوع برمی‌گردد كه دوستان خانه سینما به دلیل اهمال و در اثر نادیده گرفتن نقش صنوف و دخالت در سربندی گروه‌های صنفی صاحب نفوذ در سینما همچون تهیه‌كنندگان و كارگردان‌ها كه به طور خودكار جزو عناصر اصلی سینمای ایران محسوب می‌شوند، نباید مسائلشان اینقدر رسانه‌ای می‌شد. انتقاد من این بود كه چرا با دخالت در كار صنوف و رهبری نكردن این اختلاف‌ها عملا باعث بیرون افتادن مسائل سینما از درون به بیرون آن شدید و من علیه این مدیریت اعتراض داشتم. در حال حاضر خانه سینما در مقابل دفترچه سیاست‌های سینمایی واكنشی نشان نداده و تنها دو نهاد «شورای عالی تهیه‌كنندگان» و «اتحادیه تهیه‌كنندگان» از معاونت سینمایی تقاضای وقت كرده و درخصوص دفترچه سیاست‌های سینمایی بحث و گفتگو كردند.

چطور خانه سینما نسبت به این موضوع واكنش نشان نداده است؟
به نظرم كمی ‌تساهل و كم‌كاری در امر صنفی صورت گرفته است. من به عنوان فردی كه ‌3‌ دوره بازرس خانه سینما و یك دوره نایب رئیس هیات مدیره بوده‌ام و در حال حاضر در نهاد تهیه‌كنندگی این صنف هم مسوولیت دارم، فكر می‌كنم این مساله حق طبیعی من است كه نسبت به این موضوع انتقاد داشته و ابراز كنم. البته این حرف‌ها باعث شد بالاخره یك نماینده بگوید پول خانه سینما را بدهید و معاونت سینمایی هم قدم جلو گذاشت تا حداقل برخی وجدان‌های خفته از خواب بیدار شوند.

به نظر شما آینده فعالیت‌های صنفی در سینمای ایران چگونه خواهد بود؟
آینده فعالیت‌های صنفی به فعالیت خود اصناف برمی‌گردد. من هم این انتقاد را دارم كه نحوه رویكرد دولت به اصناف باید روشن شود. این‌طور نیست كه فقط صنف بتواند به تنهایی فعالیت كند، اما دولت وقتی می‌تواند صنوف را جدی بگیرد كه خود صنوف هم جدی باشند و خودشان در پی حل مسائل خود باشند. البته بخشی از این اختلاف‌ها نشان‌دهنده بلوغ اصناف است. جدی شدن اختلاف‌نظرها به این معنی است كه صنف‌ها هم در حال پوست‌اندازی هستند. الان صنف‌های ما بیشتر پناهگاه هستند تا صنف. به نظرم خانه سینما بیشتر یك چتر و پناهگاه است كه عده‌ای در آن جمع شده‌اند.

چرا می‌گویید خانه سینما صنف نیست؟
چون اگر صنف بود، حتما خواسته مشخصی داشت و دولت را وادار می‌كرد به خواسته‌اش احترام بگذارد.

صنف برای تحقق این امر چه ابزاری دارد؟
مهم‌ترین ابزار صنف تجمع است. متاسفانه سینمای ایران محل بروز نیروهای منفرد است. همه به شكل انفرادی فعالیت می‌كنند و هر وقت نیاز پیدا كنند كه مجتمع شوند و نیازهایشان را كه برآورنده كلیت مجموعه و نه یك فرد خاص است پیش ببرند، صنف تشكیل می‌شود. به نظرم الان هر كس دنبال توپ خودش می‌دود، اما اگر قرار باشد به شكل تیمی‌كار كنیم، همه باید دنبال یك توپ بدوند. اگر صنف واقعی شود دولت نمی‌تواند آن را نادیده بگیرد، چون یك صنف قوی دولت را وادار می‌كند او را جدی بگیرند. به نظرم دولت نسبت به فعالیت‌های صنفی تردید دارد و این تردید را هر دو طرف باید رفع كنند. چون برای پیشبرد هر هدفی، دو طرف به هم نیاز دارند.

ممكن است یكی از این دو طرف بر دیگری چیره شود؟
در چند سال اخیر هم گاهی این اتفاق رخ داده و دولت راه خودش را رفته و جریان صنفی را كلا رها كرده است. برخی مواقع هم كار دست بخش صنفی افتاده است. اما باید تعادل پیش بیاید و هر كدام وظایف خود را انجام دهند و در اداره سینما اشتراك نظر داشته باشند.

این وظایف برای دولت شامل چه چیزهایی است؟
به نظرم وظایف دولت شامل وظایف كلان است، اما دولت این روزها وارد جزئیات شده است. نیازمندی‌های بزرگ سینمای ایران در سطح كلان است و دولت باید مسائل سینما را به عنوان یك صنعت در بخش دولتی حل كند و سینما را به عنوان صنعت به رسمیت بشناسد و ضوابط و مشخصات یك صنعت فرهنگی را اعمال كند.

همین طور باید دستگاه‌های فرهنگی را در برخورد با سینما همسان كند، حقوق سینما را در همه زمینه‌ها به رسمیت بشناسد، به زیرساخت‌های صنعتی سینما كمك كند، فضاهای نمایش را افزایش دهد، برای ساخت سالن تسهیلات ایجاد كند و بازار سینما را تقویت كند، در بخش بین‌المللی بازار بین‌المللی را تقویت كند، قواعد نظارتی را قانونمند كند و سینما را از سلیقه‌ها نجات دهد و افكار عمومی‌جامعه را در مورد سینما در نظر بگیرد.

رضا استادی / گروه فرهنگ و هنر
http://jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100876075234