| ماهنامهی فیلم |
|
|
|
به نقل از ماهنامهی فیلم (ویپه جشنواره فیلم فجر بهمن 1388)آل کارگردان: بهرام بهرامیان. فیلمنامه: بهرام عظیمی. بازنویسی فیلمنامه: امیر پوریا. مدیر فیلمبرداری: فرشاد محمدی. صدابردار: فرخ فدایی. طراح چهرهپردازی: سودابه خسروی. طراح صحنه: رضا حاجیدرویش. تدوین: بهرام دهقانی، رضا شیروانی. موسیقی: بهزاد عبدی. بازیگران: مصطفی زمانی، هنگامه حمیدزاده، آنا نعمتی، همایون ارشادی، کیتوش آرزویان، سونیا کاتوزیان، لیزا عزیزیان، نارنیه خاچاطوریان. مجری طرح و تهیهکننده: علی معلم. محصول دنیای تصویر. «مهندس جوانی از طرف هیئت مدیرهی شرکت محل کارش، همراه زن باردار خود عازم یک مأموریت کاری در ایروان میشود. به تدریج روزهای آفتابی این زوج، جای خود را به روزهای تیره میدهد. حوادثی در راه است.» سالهای سال سینمای ایران به دلایلی از پرداختن به ژانر وحشت منع میشد. به جز یکی دو نمونه از جمله شب بیست و نهم ساختهی مرحوم حمید رخشانی (که اتفاقاً مورد استقبال هم قرار گرفت) سینمای ایران با این ژانر بیگانه بود و بعدها که ساخت این نوع فیلمها باب شد، تجربههایی جدی از کار درنیامدند و آن قدر در اجرا کم آوردند که نه تنها باعث وحشت تماشاگران نشدند بلکه برایشان مفرح نیز بودند. بنابراین هر کسی که به دنبال ساخت فیلمی در این ژانر و در سینمای ایران است، احتمالاً میداند که باید دست به عصا حرکت کند چرا که فیلمهایی از این دست، با کوچکترین غفلت در داستان یا ساخت، هر لحظه ممکن است به ضد خود عمل کنند. علی معلم پس از تهیهی گاوخونی و ازدواج به سبک ایرانی در سومین تجربهی تهیهکنندگیاش آگاهانه به سوی تولید فیلمی رفته که بیشتر از آنکه در ژانر وحشت سیر کند، تریلری ایرانی است. بهرام عظیمی انیماتور معتبری که مدتهاست روی پروژهی تهران 1500 کار میکند، طرحی را برای ساخت یک انیمیشن کوتاه برای علی معلم تعریف کرد که عناصری بومی از سینمای وحشت داشت. طرح به خرافهای میپرداخت که نه تنها در ایران بلکه در منطقه قفقاز، ارمنستان و تاجیکستان پژواکهایی از باور به آن دیده میشود. معلم این طرح را پسندید و به عظیمی پیشنهاد کرد روی آن کار کند. پس از آماده شدن فیلمنامه، معلم به امیر قویدل پیشنهاد ساخت این فیلم را داد: «او چنین اتمسفرهایی را میشناخت اما بیماریاش مانع شد تا فیلم را بسازد.» تا کارگردان دیگری برای ساخت این پروژه پیدا شود، یک سال روی فیلمنامه کار شد و امیر پوریا آن را بازنویسی کرد. در این مدت معلم سریال ساعت شنی را دیده بود و بهرام بهرامیان را کارگردانی تشخیص داد که صرفاً قرار نیست دیالوگها را مصور کند و متکی به درام و درامپردازی نیست و میتواند معادلهای تصویری مناسبی برای چنین قصهای به وجود بیاورد. به این ترتیب پیشتولید در آذر 87 آغاز شد و با ارسال گروه و تجهیزات سینمایی در دوم فروردین به ایروان، فیلم در دوازدهم فروردین کلید خورد و در واقع باید آن را اولین تولید سینمایی 1388 دانست. مشکلات جوی روند فیلمبرداری را طولانی کرد تا این که فیلمبرداری در خرداد 1388 به پایان رسید و برخی از صحنههای داخلی در ایران فیلمبرداری شد. هشتاد درصد فیلم در ارمنستان و بیست درصد در ایران انجام شده است. گفتنی است که این فیلم اولین تجربهی سینمایی مصطفی زمانی بازیگر سریال یوسف پیامبر(ع) و معرفی او به سینمای ایران است: «ترجیح میدادم که بازیگر نقش مهندس چهرهی ناشناختهای در سینما باشد. از همان موقع که بازی زمانی را در این سریال میدیدم، میدانستم که او میتواند بازیگر خوبی در سینما باشد.» معلم ترجیح میدهد آل را تریلری ایرانی و ترسناک بداند که در قواعد ژانر ساخته شده و داستانگو است. تقریباً در تمامی موارد سعی گروه فیلمبرداری، کارگردانی و طراحی صحنه و لباس این بوده که فیلم، الگوبرداری از آثار خارجی نباشد. فیلم فضاهایی ایرانی دارد اما تلاش او و گروهاش این بوده که بازارهای خارجی برای فیلم فراموش نشود. آل فضاهای تازهای دارد و تکراری نیست. معلم در پایان به نکتهای اشاره میکند که باید آن را یکی از ویژگیهای فیلم دانست: «خیلی وقتها پیش میآید که دوستانی که کارهای فنی فیلمی را انجام میدهند به من میگویند که هنگام کار روی یک فیلم، صدای فیلمهایی که در اتاقهای مجاور کار میشود به گوششان میرسد و به راحتی با شنیدن صدای یک فیلم میشود داستان آن را فهمید و شاید دیگر نیازی به دیدن آن نباشد. سعی ما این بوده که آل اینطور از کار درنیاید. فکر میکنم فیلم در زمینهی بصری حرفهایی برای گفتن دارد. آل فیلمی است برای دیدن و شنیدن و نه صرفاً برای شنیدن.» |


