دوشنبه, 21 می 2012

منوی اصلی

  • صفحه اصلی
  • آل در آینه ی مطبوعات
  • جشنواره ها
  • اطلاعات اکران و خدمات
  • تماس با روابط عمومی
  • جستجوی پیشرفته

اطلاعات فیلم آل

  • خلاصه فیلم
  • مقالات و نقد فیلم
  • بازیگران و عوامل
  • درباره کارگردان
  • درباره تهیه کننده
  • درباره نویسنده
  • درباره آهنگساز

بخش رسانه

  • موجودی به نام آل
  • نگاه شما
  • گالری تصاویر
  • ویدئو و کلیپ
  • موسیقی فیلم

مترجم سایـت

Persian English French German Italian Portuguese Russian Turkish
صفحه اصلی مقالات و نقد فیلم گزارش نصف‌جهان از حضور عوامل فیلم آل در اصفهان
گزارش نصف‌جهان از حضور عوامل فیلم آل در اصفهان PDF چاپ نامه الکترونیک

ترسیدن از نوع معلم - مـحـمــدبـنـدرعبـاسـی

یـك روز  پنـج‌شنبـه بـود، یـك پنج‌شنبه مثل همه روزهای هفته اما نه برای برو بچه‌های سینما قدس اصفهان، چه آنها میزبان تیمی وحشت‌آفرین شده بودند. تبلیغات محیطی بسیار محدود در خصوص حضور علی‌معلم، مصطفی زمانی و بهرام بهرامیان هم كـافـی بـود تـا سـالـن انتظار سینما قدس اصفهان لبریز از جوانان مشتاق سینما بشود. اینها همه تمام تلاش خود را كرده‌اند تا سر و  وضع شیك و آراسته‌ای داشته باشند. تیم وحشت‌ساز “آل” طبق روال جاری در فرودگاه‌های ایران دیر می‌رسند، ولی این مسئله چیزی از اشتیاق جماعت سینما دوست‌كم نمی‌كند و آنها همچنان منتظرند.لحظه به لحظه به جمعیت سالن افزوده می‌شود اما هنگامی كه میهمانان پایتخت‌نشین می‌آیند،  جمعیت به سمت درب شـیـشه‌ای هجوم می‌برد كه انگار حسگرهای آن كاملاً گـیـج شـده‌انـد. از هـمـه جـالـب‌تر عكس‌العمل‌ها درباره علی معلم است كه همه او را بدون گریم و با آن كت سفید هـمـیـشـگـی مـی‌شـنـاسـنـد؛ كسی كه كانون توجه جوانان حـاضـر در سـیـنـمـا مـی‌شـود و انـگـار یـادشـان رفته جوان لاغـرانـدام و ریـز جـثـه كـنـاردسـت مـعـلـم هـمـان یـوسـف پیـامبـرتلـویـزیـون اسـت یا سینای فیلم “آل”.

از مصطفـی زمـانـی سـاكـت‌تر و آرام‌تــر، بـهــرام بـهــرامیـان اسـت؛ فـیـلـمـسـازی كـه كـمـتر كسی به یاد دارد سـریـال مـشـهـور “سـاعـت شنی” با همه حواشی و اقبال عمومی كه كسب كـــــرد مـــحـــصـــــول تـــــلاش او بـــــوده اســــت.مــــدیــــریــــت ســیــنـمـــا قـــدس اصــفــهــــان قــــرار مــصــــاحــبــــه‌هــــای اختصاصی را هماهنگ كرده، اما آدم‌هـــــــــــــای آل از فــیــلــــم“آل”مــهـــم تــرنــد و جــــــمــــــعــــــیـــــــــــت چـنـدان رغـبتی به جـــدایـــی از آنـهــا نـــــدارد.بــــا ایــــن روال چاره‌ای هـم نـیست و بــــــــــایـــــــــد در سـالن انتظار سینماقدس مصاحبه‌ها را انجام بدهیم؛ جایی كه همه ایستاده‌اند.نخستین‌نفر برای پاسخ بـه اولیـن پـرسـش، علـی‌معلـم، تهیـه‌كننـده فیلـم است كه جرا‡ت  داشته پولش را به وحشت بیندازد، اما چرا؟
ببینید، من از تهیه‌كننده‌هایی نیستم كه سالی چند فیلم و یا حتی سالی یك فیلم بسازم؛ اتفاقاً برعكس من چند سال یك فیلم  دارم. از طرف دیگر ما در ایران سینمایی داریـم كـه ذاتـاً محـافظـه‌كـار اسـت و هیـچ بـدعتـی را بـرنـمـی‌تـابـد بـلـكـه بـه سـراغ سـوژه‌هـا، داسـتـان‌هـا و آدم‌هـایـی می‌رود كه امتحانشان را پس داده‌اند. مثل همیـن فیلـم‌هـای بفـروشـی كـه مـن بـه آنهـا مـی‌گـویم فیلم‌های “پیژامه آفتابه” چون مردم را عادت داده‌اند تا به بازیگر پیژامه پوشیده آفتابه به دست بخندند. با این وضـع بخش خصوصی باید سراغ سوژه‌های بدیعی برود كه علاوه بر ارتقای فرهنگی، ضمانت بازگشت سرمایه هم داشته باشد.ازدحام كمتر شده و ما به اتاق مـدیـر سـالـن سینمـا مـی‌رویـم؛ جـایـی كـه ادامـه گفتگـو را نشسته دنبال می‌كنیم و اینگونه گپ زدن با علی معلم هم آسان تر است.

پرسش ما درباره عادت فیلمسازی معلم است، رگه‌هایی كه فیلم‌های او و به خصوص دو فیلم اخیرش “آل” و “ازدواج به سبك ایرانی” را  از لحاظ ساختار و تصویرشبیه به هم می‌كند.
دلیل این مسئله هم استفاده از نماهای زیبای لوكیشن اصلی است؛ همان خصایصی كه “ازدواج به سبك ایرانی” را به قول برخی، توریستی‌ كرده‌ بود وعلت دیگر این مورد هم همكاری با فیلمسازان باتجربه در تلویزیون و “فیلم اولی” در فیلمسازی و سینمایی است.
به قول شما مقوله‌ها متفاوت است، اما برخی شباهت‌ها هست. ازدواج ... یك فیلم كاملاً ایرانی و اصیل است؛ فیلم با مؤلفه‌های قومی ایرانی كه هم مقبول مخاطب عام بود و هم مخاطب خاص.
اینكه شما می‌گویید، ذائقه فیلمسازی یا سینمایی من نیسـت ایـن عـادت تهیـه‌كننـدگی من است. در شطرنج معـروف اسـت كـه بـرنـده كسـی اسـت كـه قبل از حركت مهره‌ای، حركت‌های بعدی آن را هم بخواند و بداند. یا مثل یك مربی فوتبال كه قبل از بازی مهره‌هایش را می‌چیند و اگر خوب فكركند آن زمان محدود بازی را برنده می‌شود. بـه ایـن دلیـل مـن درباره بازیگران، فیلمنامه، كارگردان و خلاصه همه این موارد فكرهایم را از پیش كرده بودم و به نظر خودم بهترین تیم ممكن را برای جلوی دوربین و پشت دوربین انتخاب كردم.
جواب جالبی است، اما علی معلم به عنوان تهیه‌كننده، سر كار حاضر نشده بود و كاری به فیلمبرداری نداشت؟
همـانطـور كه گفتم یك مربی فوتبال وارد بازی نمی‌شود بلكه فكر و ایده‌اش را وارد می‌كند و بعد از بازی هم آنالیز می‌كند و عملكرد را اصلاح می‌كند. بنده اصلاً در پشت صحنـه‌هـا نبـودم و ایـن را مـی‌تـوانیـد از مصطفـی و بهرام بپرسید.
مصطفی زمانی مجال به پرسیدن نمی‌دهد و در حالی كه در مبل راحتی فرو می‌رود می‌گوید: آقای معلم اصلاً حضور نداشت و تازه اگر هم بودخوشحال می‌شدیم، اما هیچوقت نیامد.
بهرام بهرامیان هم حیفش می‌آید از روزهایی حرف نزند كه بدون استرس تهیه‌كننده، نماها و سكانس‌های دلخواهش را می‌گرفت: علی‌معلم قبل از اینكه یك تهیه‌كننده یا شخص سینمایی باشد یك شخصیت فرهنگی است و من از بابت كار كردن با او بسیار خوشحالم. در حالی كه حقش بود سر فیلمبرداری باشد، اما هرگز حاضر نشد و ما كار خودمان را انجام می‌دادیم.
كارگردان فیلم آل ما را می‌گذارد و می‌رود چون برو بچه‌های صدا و سیما اتاق را شلوغ كرده‌اند و او ترجیح می‌دهد واكنش مخاطبانش را از نزدیك ببیند و بشنود.
علی معلم هم درباره حضور یا عدم حضورش در پشت صحنه فیلـم ادامـه مـی‌دهـد: همـانطور كه گفتم مثل مربی، دوربرد اصلی یك تهیه‌كننده باید به ثمررسیدن فیلم باشد و بخشی از آن هـم كـارگـردانـی اسـت. یعنـی تهیه‌كننده‌ای كه ناظر اسـت، اما در صورت نیاز و لزوم داخل می‌شود، در غیر اینصورت باید كنار زمین بایستد.
و شما تنها تهیه‌كننده این نوع در سینمای ما هستید؟
خیر، قبل از بنده ‌آقایان علی‌عباسی و مهدی میثاقیه هم با همین روال و روند فیلمسازی می‌كردند.
و سینمای ما در موارد مثبت، سراغ كپی كردن رفتارها، آدم‌ها و   كارها نمی‌رود؟
بـلــه. در حــالـی كـه سینمـای هـالیـوود بـه سـراغ كـارهـای كــلاسـیــك‌اش رفـتــه و آنـهــا را مـرتـب دوبـاره‌سـازی یـا چندباره‌سازی می‌كند، ما فیلمفارسی‌های بی‌ارزشمان را مرور می‌كنیم؛ البته با كیفیت ساختاری و محتوایی بسیار پائین‌تر.
حالا فرصت خوبی است تا درباره آل بپرسیم و اینكه آیا این فیلم شباهتی با فیلم “شب بیست و نهم” حمیدرخشانی نداشته است؟
شاید قبل از تماشا به این نقطه نظر برسیم اما باید هر دو را دید. به عقیده من “آل” كه ما ساختیم برای طیف و قشر فرهنگی خاصی اسـت. ایـن مـخـاطـبـان بـه تماشای فـیـلـم‌های بی‌ارزش نمی‌روند، اما شـــب “بــیـســت و نـهــم” بــه نــوعــی رویـكردی عوامانه داشت و اصلاً این دو قابل مقایسه با هم نیستند.
اصلاً بیایید از منظر دیگری درباره آل حرف بزنیم؛ چطور شد كه این فیلمنامه را پسندیدید؟
خیلی عادی برای من شروع شد و رفته رفته جدی شد و الان خـیـلــی دوسـتــش دارم. چـنــد وقــت پیـش بهـرام عظیمـی گرافیست، فیلمنامه كوتاهی آورد برای یك كار 40 دقیقه‌ای و پـیـشنهاد داد انیمیشن بسازیم. اما من دیدم خیلی حیف اسـت و بـاید آن سوژه را بسط و گـسـتـرش داد و این كار را چند بار خود بهرام انجام داد، امـــا مـــوقـــع شــروع فــیــلــمــبـــرداری دیــدیــم چـیـزهـایی كم دارد.
و رفتید سراغ امـــیـــــر پـــــوریــــا بــــــــــــــــــــــــــــــــرا ی بــــــاز نــــــویـــســــــی فـیـلـمـنــامــه، امــا بـه نــظـــــر مـــــی‌رســـــد آمـدن   امـیـر پـوریـا بـــــــــــــــــه تــــــــیـــــــــــــــــم فیلمنامه‌نویسان به خاطر مسدود كردن راه‌های انتقاد به فیلمنامه بوده، آیا همین طور است؟
نه واقعاً این طور نیست. فیلمنامه بهرام عظیمی كاستی‌هایی داشـت، یـعـنـی كاستی كه نه انگار چیزهایی كم داشت و این‌كار باید توسط كسی انجام می‌شد كه اشراف به این نوع سینما و گونه داشته باشد.

بـیـنـنـدگـان سـالـن نـمـایـش دهـنـده فـیـلـم “تـسویه حساب” منتظر حضور عوامل “آل” هستند و همین مسئله سبب می‌شود مدیر ســالــن مــا را بــه طـبـقــه هـمـكــف دعــوت كـنــد؛ جـایـی روبـروی فـواره‌هـای خـروشان حیاط سینما قدس. اینجا دوباره شور و شـادی و سوت زدن‌ها به راه است و ابراز احساسات جوانان حسـابـی عـوامـل “آل” را بـه وجد آورده است، آنقدر كه با همه عكس می‌گیرند و گاهی هم دوربین به دست خودشان است.
طبق معمول دور علی معلم و مصطفی زمانی خیلی شلوغ است، اما بهرام بهرامیان دست به سینه ایستاده و انگار یك صحنه پر از بازیگر را در نمایی داخلی رهبری می‌كند. این بهترین فرصت برای شنیدن حرف‌های اوست:
مـن خیلـی اعتقـاد نـدارم فیلـم تـرسناك ساخته‌ام، بلكه معتقـدم فیلمـی سـاخته‌ام كه بیشتر مربوط است به ژانر دلهره، چون برای “آل”، ما بیشتر ترجیح دادیم مخاطبمان را با فیلم درگیر كنیم، یعنی وقتی مخاطب سالن را ترك می‌كند یك تصویر ذهنی از “آل” برایش باقی بماند كه او را به فكر فرو ‌برد. فیلمنامه ما یك كار دلهره است و اینكه مردم فكر می‌كنند “آل” یك فیلم تـرسـناك است، شاید باوری است كه از آنونس یا مطالب یا تبلیغات محیطی برداشت كرده‌اند.
جمعیت كم كم متوجه حرف‌های مرد ایستاده پیراهن آبـی مـی‌شـونـد، چـون از لـحـن حـرف‌هـایش می‌توان تـشـخیص داد كه كارگردان است و به همین دلیل او آماج پرسش‌های جوانان قرار می‌گیرد؛ پرسش‌هایی كـــه شــنـیــدنــش بــرای او كـلـیـشــه‌ای شــده اســت، امــا پـاسـخ‌هـایـش برای جوانان جدید است. مثلاً چطور می‌توانیم فیلمساز شویم؟ شما چطور وارد فیلمسازی شدید؟ كدام دانشگاه؟ كدام آموزشگاه و ... .
ایـنـهـا هـمـان پـرسـش‌هـایـی است كه همین جوانان از مصطفی زمانی می‌پرسیدند و او حالا دیگر گوشش از حـرف‌هـای آنـان پـر شده است، ولی حضور در میان عوامل سازنده فیلم “آل” را دراصفهان فرصت مغتنمی می‌داند و می‌گوید: این اولین تجربه من در سینما بود و از ایـنـكـه بـا یـك تـیـم حـرفـه‌ای كـار كردم بسیار خـوشـحـالـم. آل برای من فقط تجربه اول سینمایی نیست، بلكه یك آموزش ارزشمند است از كار با یك فیلمساز و یك تهیه كننده حرفه‌ای.
سـیـنـای فـیـلـم  “آل” هـم قهرمان است و هم ضد قهرمان، ولی به هر حال تصویر ذهنی كــه مــردم ایــران از یــوســف دارنـد، سـبـب می‌شود او را دوست داشته باشند. علاوه بر اینها سینای” آل” هم شبیه یوسف، در دام زلیخای دیگری افتاده است، البته با تـفــاوت‌هــای جـزئـی؛ ولـی بـه هـر حـال دو شخصیت شبیه هم‌اند. این مسئله سبب می‌شود تا از سوپراستار سال‌های آینده سینمای ایران درباره این شباهت سئوال كنیم تا او بگوید: نقش سینا را كه در فـیـلـمـنامه خواندم خوشم آمد و احساس كردم كه ظرافت‌هایی دارد كه می‌توانم با نقش ارتباط برقرار كـنـم. ایـن شـبـاهتی هم كه شما درباره سینا و نقش یـوسـف مـی‌گـویـیـد بـعـیـد مـی‌دانـم چـنـدان سـبـب آسیب‌زدن به نقش شده باشد. در هر حال، ما در اینجا به نوعی با یك فیلم دلهره طرف هستیم كه شكلی از “جنایت و مكافات” را هم در بطن خودش به نمایش مـی‌گـذارد. اما مهم ترین قسمت آن، آشنایی من با سینماگری با دانش و صاحب سبك بود به نام علی معلم و این مسئله خیلی برایم اهمیت داشت.
تیتراژ پایانی
انگـار خبـر بـه صـورت شفـاهـی در سطـح شهر پخش شــده، چــون مـرتـب بـه جمعیـت حـاضـریـن در سـالـن افـزوده می‌شود و حالا دیگر همه سینماروهای آخر هفته فهمیده‌اند چه كسانی میهمان سینمای دو سالنه شهر گنبدهای فیروزه‌ای هستند. این اتفاق گرچه برای افزایش میزان فروش، بدیهی به نظر می‌رسد، اما فقط یك روز در طول مدت اكران است. علی معلم درباره ادامه این روند برای شهرستان‌های نمایش دهنده فیلم مـی‌گـویـد: بـه عـقـیـده من چون ما بخش خصوصی هـسـتـیـم، لازم اسـت تـمـهـیـداتـی درباره فروش به خصوص در شهرستان‌ها بیندیشیم كه بدنه خانواده سـیـنـمـا را تـحـت تـأثـیـر قرار می‌دهد.این تأثیر البته همچنان ادامه دارد و پنج‌شنبه سینما قدس دیگر فقط برای پرسنل سینما روزی غیرعادی به شمار نمی‌رود بـلـكــه بــرای هـمــه یــك روز بــه یــادمـانـدنـی اسـت؛ بـه خصوص برای دلهرهآفرینان تهرانی.

غربت آل در اصفهان

گـروه فـرهنـگ: چنـدی پیـش عـوامـل فیلـم سینمایی “آل” میهمان شهر گنبدهای فیروزه‌ای بودند؛ شهری كه قرار است بعد از تهران برای سینماگران مهم باشد، اما نیست. این مهم نبودن البته هزاران دلیل موجه و غیر موجه دارد، اما یكی از مهمترین دلایل آن مربوط و معطوف به همین اهالی رسانه مكتـوب و دیجیتال و همكاران خودی است. از یك طرف یادمان می‌رود كه اهالی یك شهرستان هستیم و باید نگاهمان را بومی كنیم و از طرف دیگر معطوف نوشتن درباره سینمای آن سوی مرزهای استان و كشور می‌شویم كه واقعاً دومی نوبر است. همه اینها در حالی است كه ما استانی مستقل از استان تهران هستیم، با فراوانی وقایع بی‌شمار فرهنگی - هنری كه اتفاقاً بومی‌اند.
حضـور عـوامل مو‡ثر در فروش، حركتی است كه از جانب تهیه‌كنندگان بخش خصوصی آغاز شده است تا بدین ترتیب روال فروش اندك در شهرستان‌ها وضعی بهتر داشته باشد و همه فروش معطوف به تهران نباشد. حال آیا بهتر نیست چنین حركتی توسط رسانه‌های اصفهان پوشش داده می‌شد و یا مورد حمایت حداقلی قرار می‌گرفت؟ بهتر نبود صفحات سـیـنـمــایــی و تـلــویــزیــونــی نـشـریـات استـان اصفهـان حـداقـل حضوری در این زمینه می‌داشتند؟ انگار كسی نمی‌داند چنین سـفـرهـایی از اصفهان آغاز شده و در صورت مفید و مثبت بودن نتیجه، رویه‌ای جاری خواهد شد و از اینجا قرار است به شهرها و شهرستان‌های دیگر بروند؟
جالب اینكه در برخی رسانه‌های همشهری، گله‌گذاری از كمبود سالن فراوان است و حتی پای فعالان صنعتی هم به عرصه باز می‌شود تا اظهار نظرات سینمایی كرده باشند.
حضور میهمانان اخیر در یك سالن از هفت سینمای این شهر، صرفاً یك نمونه از نادیده گرفتن یك برنامه حرفه‌ای از سوی نـشـریـات و خـبـرگـزاری‌هـای حـرفـه‌ای اسـت و نـمـونـه‌های ایـنـچـنـیـنی در این مسیر فراوانند.حالا بیایید ماجرا را از یك سـمـت دیـگـر نـگـاه كنیم؛ اگر یك برنامه فرهنگی كاملاً غیر حرفه‌ای را یك ارگان كاملاً بی‌ربط به مسائل فرهنگی- هنری برگزار كند، ولی اسم جلسه به نوعی باشد كه احتمال رپرتاژ آگهی شدنش برود، آن وقت میزان حضور و استقبال چقدر خواهد بود؟

هـمــه ایـنـهــا در حــالــی اســت كــه حــوزه‌هــای خـبــری بـخـش خصـوصـی هـم یادشان نیست چیزی به نام رسانه در عصر موسوم به دنیای دیجیتال هست.