پنجشنبه, 09 فوریه 2012

منوی اصلی

  • آل در آینه ی مطبوعات
  • جشنواره ها
  • اطلاعات اکران و خدمات
  • تماس با روابط عمومی
  • جستجوی پیشرفته

اطلاعات فیلم آل

  • خلاصه فیلم
  • مقالات و نقد فیلم
  • بازیگران و عوامل
  • درباره کارگردان
  • درباره تهیه کننده
  • درباره نویسنده
  • درباره آهنگساز

بخش رسانه

  • موجودی به نام آل
  • نگاه شما
  • گالری تصاویر
  • ویدئو و کلیپ
  • موسیقی فیلم

مترجم سایـت

Persian English French German Italian Portuguese Russian Turkish
صفحه اصلی ارتباط با روابط عمومی
سارقان شریر سرخ‌موی PDF چاپ نامه الکترونیک

همه چیز درباره‌ی آل‌ها

موجودی افسانه‌ای در باور مردم عامه‌ی ایران‌‚ قفقاز‚ آسیای میانه و بخش‌هایی از جنوب روسیه كه بنا به اعتقاد عام به زنانی كه به تازگی كودكی به دنیا آورده‌اند‚ زنانی كه كودكی در راه دارند‚ و یا نوزادان آسیب می‌رساند. آل‌ها كه در ایران بدین نام خوانده می‌شوند‚ در مناطق مختلف نام‌های گوناگونی دارند: در ارمنستان به آل یا آلك‌‚ در كردستان اُل‌‚ در افغانستان و تاجیكستان هال یا خال‌‚ در آسیای میانه آلباستی یا آلماستی‌‚ و در كشمیر و بدخشان به هالماستی معروف‌اند.

همان‌طور كه مشخص است در تمامی این اسامی ریشه‌ی ایرانی آل به معنای سرخ دیده می‌شود. از آل در سینمای ایران نخستین بار در فیلم شب بیست و نهم سخن گفته شد. فیلمی درباره‌ی زن بارداری كه فكر می‌كند این موجود درصدد آزار و اذیت‌اش برآمده است‌. اما جدیدترین فیلمی كه با محوریت این موجود خیالی ساخته شده است‌‚ فیلمی ترسناك با همین عنوان به كارگردانی بهرام بهرامیان (سازنده‌ی مجموعه‌ی ساعت شنی )‚ تهیه‌كنندگی علی معلم (سردبیر مجله دنیای تصویر) و نویسندگی بهرام عظیمی (انیماتور و سازنده‌ی موفق انیمیشن‌های راهنمایی رانندگی‌) می‌باشد كه در ایران و ارمنستان فیلمبرداری شده است‌.

در آل بازیگرانی چون مصطفی زمانی‌‚ آناهیتا نعمتی‌‚ همایون ارشادی‌‚ هنگامه حمیدزاده و كیتوش آرزویان ایفای نقش می‌كنند و داستان آن درباره‌ی مهندس جوانی است كه به دستور مدیر شركت خود عازم ما›موریتی در ارمنستان می‌شود و در این سفر زن باردار خود را نیز به همراه می‌برد. اما اتفاق‌های عجیب و غریبی كه در آنجا برای این دو می‌افتد زندگی‌شان را تحت تاثیر قرار می‌دهد...

آل‌ها چه شكلی‌اند؟!

آل‌ها بدین شكل توصیف شده‌اند: در ایران آل‌ها شكل‌ِ پیرزنانی لاغر و استخوانی با دست‌های بسیار باریك و بلند‚ موهایی سرخ یا سفید و ژولیده‌‚ چشمانی درشت‌‚ صورتی سرخ‌رنگ‌‚ دماغی از گِل یا خمیر (درست شبیه <بینی گلین‌>‚ یكی دیگر از موجودات خیالی ایران‌) را دارند. آنها در آسیای میانه موجوداتی چاق و زشت و بسیار پرمُو هستند و در افغانستان زنانی جوان‌اند با دندان‌ها و ناخن‌هایی دراز (مانند گراز وحشی‌)‚ چشمانی اُریب و پاشنه‌هایی برگشته به سوی جلو.

آل‌زدگی چیست؟

بنا به روایت‌های عامه آل‌ها از دیوار خانه یا پشت‌بام یا پنجره به درون اتاق‌ِ زن آبستن‌‚ و یا زن‌ِ تازه زایمان كرده پا گذاشته‌‚ قلب یا جگر او را می‌دزدند و با خود می‌برند و بدین وسیله موجب مرگ او می‌شوند. آل‌ها همچنین ممكن است با آسیب رساندن به جنین در شكم مادر‚ سبب از بین رفتن او گردند و یا این كه نوزادان زیرِ چهل روز را دزدیده و آنها را با بچه‌های خود یا جن‌ها عوض می‌كنند. (این كارِ آل‌ها دقیقا مشابه كاری است كه ا†لف‌ها در اسطوره‌های ژرمنی انجام می‌دهند.) به صورت كلی به افرادی كه مورد حمله‌ی آل‌ها قرار گرفته‌اند‚ <آل‌زده‌>‚ و بیماری ناشی از آن را <آل‌زدگی‌> می‌گویند. آل‌ها معمولا برای دزدیدن اعضای بدن زنان و نوزادان‌‚ یك سبد حصیری همراه خود دارند.

آداب دفع آل!

مردم در قدیم برای دفع آل‌‚ آداب و كارهای مخصوصی انجام می‌دادند. مثلا در عین حال كه به هیچ عنوان زن‌ِ زائو را در اتاق تنها نمی‌گذاشتند‚ نام اصلی او را نیز هیچگاه بر زبان نمی‌آوردند تا مبادا به گوش آل برسد. همچنین در اتاق او نامی از آل و جن و ارواح خبیث نمی‌بردند و به هیچ وجه لباس‌های سرخ‌رنگ به مادر و كودك نمی‌پوشاندند. چون باور داشتند كه آل عاشق این رنگ است‌. به طور كلی مردم عامه معتقد بودند كه آل‌ها از برخی چیزها مثل بعضی اشیای آهنی نظیر سوزن‌‚ قیچی‌‚ چاقو‚ سیخ‌‚ سنجاق و خنجر‚ و یا برخی چیزهای سیاه مثل زغال‌‚ سوخته‌ی باروت‌‚ نخ و ریسمان سیاه‌‚ خوردنی‌هایی مثل سیر و پیاز‚ ذكر بسم‌ا... و نام پاك حضرت مریم و برخی دعاها می‌ترسند و به همین دلیل همواره آنها را در اتاق مادر و نوزاد قرار داده و یا به لباس‌شان وصل می‌كردند.

در همدان برای دفع آل دو گهواره شبیه هم درست می‌كردند تا آل در شناسایی نوزاد دچار اشتباه شود. گاهی نیز دیگی دودزده و سیاه را واژگونه روی پشت‌بام اتاق قرار می‌دادند و یا آدمك‌هایی با لباس سربازی درست می‌كردند و روی بام اتاق زائو در یك رج می‌چیدند و با نخ‌هایی كه از آنها آویزان بود تكان‌شان می‌دادند. خراسانی‌ها صورت و بدن نوزاد را با سوخته‌ی باروت سیاه می‌كردند تا آل به خاطر سیاهی و زشتی نوزاد به او نزدیك نشود. یا این كه هفت سوزن به لچك نوزاد و هفت سوزن به لچك زائو می‌زدند و بدین وسیله از نزدیك شدن آل به آنها جلوگیری می‌كردند. آنها در مواقعی در آستانه‌ی در اتاق زائو باروت آتش می‌زدند تا صدای انفجار و بوی آن فضای اتاق را پر كند و گاهی نیز روی نانی‌‚ روغن و شكر می‌مالیدند و آن را با یك كوزه‌ی پرآب بالای در ورودی اتاق روی بام می‌گذاردند تا آل با دیدن آنها اغفال شود و زائو را از یاد ببرد. مشابه این رسم میان ارمنی‌ها نیز مرسوم بود. آنها به جای نان‌‚ جگر سفید بُزی را روی بام اتاق زائو می‌انداختند تا آل در صورت آمدن فریفته‌ی آن شود!

درمان‌ِ آل‌زدگی

اگر آل سبب بیماری زائویی می‌شد‚ مردم برای درمان او كارهای مختلفی انجام می‌دادند كه البته سعی می‌كردند همه‌ی این كارها پس از بروز نخستین نشانه‌های آل‌زدگی و قبل از آن كه آل قلب و شش زن را به آب برساند انجام گیرد. چرا كه در غیر این صورت درمان وی غیرممكن می‌شد. مردم خیاو‚ زن را روی دو زانو می‌نشاندند و در بالای سر او بر سینی یا تشت می‌زدند. 4 زن‌‚ 2 بال و 2 پای یك مرغ سیاه را از 4 قسمت در بالای سر زن می‌گرفتند و سر می‌بریدند به گونه‌ای كه خون‌اش روی سر و روی او بپاشد. سپس به صورت زن آنقدر سیلی می‌زدند تا كبود شود! بعد از آن دعانویسی را بر سر او می‌آوردند تا برای رفع آل‌زدگی اورادی را بالای سرش بخواند. در میان عشایر چادرنشین لار رسم بود كه مردی شمشیر كشیده بر اسبی سوار می‌شد و اسب را در اطراف چادر زن آل‌زده می‌تازاند و با صدای بلند رجز می‌خواند. همزمان زنی دیگر پی در پی به صورت بیمار سیلی می‌زد و زنانی دیگر بالای سرش دعا می‌خواندند.

عشایر فارس عادت داشتند شخصی كه به اصطلاح محلی <اودومدار> می‌نامیدند را بر سر بیمار آل‌زده آورند تا آل با دیدن او قلب زائو را بازگرداند. اودومدار به كسی گفته می‌شد كه مدعی بود آل به حرف‌های او گوش می‌دهد. در جاهای دیگر نیز مقداری جو در دامن زائوی آل‌زده می‌ریختند و اسبی را می‌آوردند و او را وادار می‌كردند تا جوهای دامن زن را بخورد. این كار بیشتر میان لُرهای ایلام و مردم برخی از روستاهای آذربایجان مثل خیاو یا مشكین‌شهر مرسوم بود.

منابع‌ : سایت ویكی پریا‚ كتاب نیرنگستان اثر صادق هدایت‌‚ مقاله‌ی آل نوشته‌ی علی بلوكباشی‌.